هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
621
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
خيلى محبت و زحمت كشيد و ما را در آن چند روز برحسب بلدّيت و كفايتى كه داشت ، در هر باب آسوده و راحت نمود . آدم معقول و مهربانى است . جزاه اللّه خيرا . لمؤلّفه دلم امروز پر از « نور » و « ضيا » خواهد بود * ديدهام روشن از انوار خدا خواهد بود گلشن دهر بسى گشتم و گلها ديدم * كه به يك باد خزان جمله هبا « 1 » خواهد بود بلبل از خندهء گل گرچه كند جوش و خروش * اندكى چون گذرد ، هردو فنا خواهد بود ثمرى نيست ز دنيا كه سراپا فانى است * پس از اين لذّتم از دار بقا خواهد بود هرطرف آيتى از جنّت رضوان بينم * مگر اينجا حرم پاك رضا خواهد بود پادشاهان جهان ، جان به كف آورده درش * همه مشتاق نگاهى كه فدا خواهد بود فخر شاهان به گدايى عجب آمد ، ليكن * بر درش فخركنان شاه گدا خواهد بود هركسى هست گرفتار « غمى » يا « مرضى » * بىگمان درگهِ او جاى شفا خواهد بود هرچه حاجت ز خدا مىطلبى دور مرو * ملتزم باش به اين در كه روا خواهد بود دلم از محنت و غم بود بسى تيره و تار * شكر للّه كه به يك جلوه صفا خواهد بود دردها بود به دل ، كز همه كردم پنهان * حاليا از مدد غيب روا خواهد بود
--> ( 1 ) . هبا ( haba ) ، گرد و غبار هوا كه از روز در آفتاب پديد آيد و شبيه به دود است .